
پشت دیوارهمین کوچــه به دارم بزنید من که رفتم بنشینیدوهوارم بزنید بادهم آگهی مرگ مراخواهد برد بنویسید که بدبودم وجارم بزنید من از آیین شما سیر شدم،سیر شدم پنجه درهرچه که من واهمه دارم بزنید دست هایم چقدر بودوبه دریا نرسید خبرمرگ مراطعنـه به یارم بزنید آی!آنها!که به بی برگی من می خندید مردباشیدوبیا...
ادامه مطلب
صبر کن سهراب! آری... تو راست می گویی آسمان مال من است پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین،مالِ من است! اما سهراب تو قضاوت کن، بر دل سنگ زمین جای من است؟! من نمی دانم که چرا این مردم، دانه های دلشان پیدا نیست... صبر کن سهراب! قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم...
ادامه مطلب
علت بی خوابی ام را... چگونه... بگویم... وقتی یاد تو..از سقف...اتاقم...می چکد......
ادامه مطلب
فقط از تو خواهشی دارم هر کجای این دنیا که بودی هرکجا هروقت خوشحال بودی واز ته دل می خندیدی یادت باشد کاری کرده ای که یک نفر مدتهاست نمیتواند از ته دل بخندد...
ادامه مطلب
بــه مــن تکيــه کــن! مــن تمــام هستــی ام را دامنی می کنــم تــا تــو ســرت را بــر آن بنــی!تمــام روحــم را آغــوش می ســازم تا تــو در آن از هــراس بيــاســايی!تمــام نيــرويــی را کــه در دوســت داشتــن دارم دستــی می کنــم تــا چهــره و گيســويــت را نــوازش کنــد!تمــام بــودن خــود را زانــويی مي کنــم تــا بــر آن بــه خــواب روی!خــود را، تمــام خــود را بــه تــو مي سپــارم تــا هــر چــه بخــواهی از آن بيــاشــامی!از آن بــرگيــری، هــر چــه بخــواهی از آن بســازی، هــر گــون...
ادامه مطلب
هر قلبی دردی دارد فقط نحوه ابراز آن متفاوت است بعضی آن را درچشمانشان پنهان میکنند... بعضی در لبخندشان...
ادامه مطلب