
پشت دیوارهمین کوچــه به دارم بزنید من که رفتم بنشینیدوهوارم بزنید بادهم آگهی مرگ مراخواهد برد بنویسید که بدبودم وجارم بزنید من از آیین شما سیر شدم،سیر شدم پنجه درهرچه که من واهمه دارم بزنید دست هایم چقدر بودوبه دریا نرسید خبرمرگ مراطعنـه به یارم بزنید آی!آنها!که به بی برگی من می خندید مردباشیدوبیا...
ادامه مطلب
دلم اصرار دارد فریاد بزند؛ اما . . . من جلوی دهانش را می گیرم وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد...
ادامه مطلب
این روزها برد با کسی است ک بی رحم باشد از دلت ک مایه بگذاری سوخته ای.......
ادامه مطلب
چـــه مـــــعـــادلـــــه ی نـــا بــــــرابــــــری ؛ من برای دیدنت چشم هایم را میبنــدم و تو برای ندیدنــم...
ادامه مطلب
چه قانون ناعادلانه ای برای شروع یک رابطه هر دو طرف باید بخواهند امـــــــــــــابرای تمام شدنش همین که یک نفر بخواهد کافیست!!!...
ادامه مطلب